تبليغاتX
بهشت گمشده
اجتماعی - سیاسی - فرهنگی

خیلی وقت بود که این دور و ورا نیومده بودم. امروز بعد از مدتها دوباره سری به بهشت گمشده زدم. چند تا پیام از طرف دوستان قدیمی! فقط خدا میدونه چرا حال و حوصله این طفل معصوم وبلاگ بیچاره رو نداشتم. به هر حال تنها جمله ای که الان به ذهنم میرسه همینه: 

من دغدغه دارم که این روزها در سرزمینی زندگی می کنم که در آن دویدن سهم کسانی است که نمی رسند و رسیدن حق کسانی است که نمی دوند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 8:0  توسط heaven  | 

گرگها خوب بدانند در این ایل غریب

گر پدر مرد تفنگ پدری هست هنوز

گرچه مردان قبیله همگی کشته شدند

توی گهواره چوبی پسری هست هنوز

آب اگر نیست نترسید که در قافله مان

دل دریایی و چشمان تری هست هنوز

دکتر زهرا رهنورد

+ نوشته شده در  شنبه ششم تیر 1388ساعت 13:25  توسط heaven  | 

دیشب چهار شنبه سوری بود . مراسمی که ریشه در آیین و فرهنگ کهن ما ایرانیان داره . اینم قدیمی ترین نقاشی موجود از چهارشنبه سوری. این نقاشی بر روی دیوار و در عمارت چهل ستون اصفهان قرار دارد که در دوره صفویه کشیده شده است.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 8:35  توسط heaven  | 

یه نفر خوابش میاد و واسه خواب جا نداره
یه نفر یه لقمه نون هم برا فردا نداره


یه نفر می شینه و اسکناساشو می شمره
می خواد امتحان کنه که تا داره یا نداره

یه نفر از بس بزرگه خونشون ، گم می شه توش
اون یکی اتاقشون واسه همه جا نداره

بابا میخواد واسه دخترش عروسک بخره
انتخابم می کنه ، پولشو اما نداره


یکی دفترش پر از نقاشی و خط خطیه
اون یکی مداد برای آب و بابا نداره

یکی ویلای کنار دریاشون قصره ولی
اون یکی حتی تو فکرش آب دریا نداره

یکی بعد مدرسه توپ چهل تیکه می خواد
مامانش میگه اینا گرونه اینجا نداره

یکی هر هفته یه روز پزشکشون میاد خونش
یکی داره می میره ، خرج مداوا نداره

یکی انشاشو می ده توی خونه صحیح کنن
یکی از بر شده درد و ، دیگه انشا نداره

یه نفر می ارزه امضاش به هزار تا عالمی
یکی بعد عمری رنج و زحمت امضا نداره

یکی دوس داره که کارتون ببینه اما کجا
یکی انقد دیده که میل تماشا نداره

یکی جای خاله بازی کلاس شنا می ره
یکی چیزی واسه نقاشی ابرا نداره

یکی پول نداره تا دو روز به شهرشون بره
یکی طاقت واسه ی صدور ویزا نداره

یکی فکر آخرین رژیمای غذاییه
یکی از بس که نخورده شب و روز نا نداره

یکی از بس شومینه گرمه می افته از نفس
یکی هم برای گرمای دساش "ها" نداره

دخترک می گه خدا چرا ما ... مادرش می گه
عوضش دخترکم ، او خونه لیلا نداره

یه نفر تمام روزاش پر رنج و سختیه
هیچ روزیش فرقی با روزای مبادا نداره

یکی آزمایش نوشتن واسش ،‌اما نمی ره
می گه نزدیکیای ما آزمایشگا نداره

بچه ای که تو چراغ قرمزا می فروشه گل
مگه درس و مشق و شور و شوق و رؤیا نداره

یه نفر تمام روزا و شباش طولانیه
پس دیگه نیازی به شبهای یلدا نداره

یاد اون حقیقت کلاس اول افتادم
دارا خیلی چیزا داره ولی سارا نداره

همیشه تو دنیا کلی فرق بین آدما
این یه قانون شده و دیروز و حالا نداره

خدا به هر کسی هر چیزی دلش می خواد بده
همه چی دست اونه ، ‌ربطی به شعرا نداره

آدما از یه جا اومدن ، همه میرن به یه جا
اون جا فرقی میون فقیر و دارا نداره



+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم بهمن 1387ساعت 8:57  توسط heaven  | 

یلدای بچه های محنت زده کوچه پس کوچه های نداری نه از جنس یلدایی است که مجریان خوش خنده تلویزیون کنار آتش و آجیل و میوه های درشت آبدار به تصویر می کشند. یلدای آنها دستهای خالی پدری است بیمار و زحمتکش که از شدت شرم تا دیرترین ساعات به خانه نمی رود تا مبادا نگاه دخترش، پسرش و حتی همسرش آویزان نگاهش شود که بابا پس هندوانه امشب کجاست؟ آجیل شیرین و شور یلدایمان کجاست؟

یلدا شاهد مردان و زنانی است که دستهایشان خالی است و جز چشمهای پنهان گریسته و دستهای خالی و خجالتی بیصدا، چیزی برای بردن به خانه در طولانی ترین شب سال ندارند و کدام طولانی ترین شب سال؟ برای آنها تمام شبها یلداست.

+ نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت 9:21  توسط heaven  | 

امروز  ۱۴ آذر  است. ۲۸ سال پیش در همین روز و تقریبا در همین ساعت یک نفر پا به این جهان گذاشت. جهانی که هیچ شناختی نسبت به آن نداشت. امروز سالگرد تولد من است. نمیدانم چرا همیشه در این روز حال عجیبی به من دست میدهد. شادی و ناراحتی توأم. به هر حال یک سال دیگر پیر شدم. به امید روزهای آینده و جشن تولد  آینده!

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آذر 1387ساعت 11:35  توسط heaven  | 

چند وقت بود که اصلا حال و حوصله به روز کردن و سر زدن به وبلاگم رو نداشتم اما بعد از یک سفر چند روزه و تقریبا مفرح امروز دوباره بر روی ایکون اینترنت اکسپلورر کلیک کردم و بعد از چند روز چشممان به جمال بهشت گمشده روشن شد.

امروز ۸ اکتبر روز جهانی کودک نام گرفته است تا یه جورایی روز پاسداشت نیک سرشتی انسان و پاکی و صداقت هم باشد. یاد اون روزها واقعا بخیر!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مهر 1387ساعت 11:7  توسط heaven  | 

هادی ساعی تکواندو کار ایرانی با غلبه بر حریف ایتالیایی خود ، تنها مدال طلای کاروان ورزشی ایران در المپیک پکن را بدست آورد. هادی ساعی توانست در یک رقابت نفس گیر بر حریف ایتالیایی خود غلبه کند.

گفتنی است علاوه بر مدال طلای هادی ساعی (عضو اصلاح طلب شورای شهر تهران) کاروان ورزشی ایرای تاکنون 1مدال برنز نیز بدست آورده است.

محمد علی آبادی رئیس سازمان ورزش ایران باید خود را به نوعی مدیون هادی ساعی بداند اکنون او می تواند خود را پشت مدال طلای هادی ساعی مخفی کند و آنرا برای خود موفقیتی تلقی نماید چون با این مدال طلا ایران از رده ۸۰ به رده ۴۷ ارتقا پیدا کرد. هرچند نباید با این تک مدال طلا عملکرد ضعیف ورزش ایران در المپیک را از یاد برد 

+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت 9:33  توسط heaven  | 

۱۰روز از آغاز مسابقات المپیک پکن گذشته است ،مدالهای زیادی بين ورزشکاران توزيع شده و  کشورهای مختلفی در جدول مدال آوران المپيک ديده مي شوند. اما فعلاً دنبال نام ايران نگرديد. حميد سوريان که سابقه سه مدال طلاي جهاني را داشت در پکن حتي به جمع چهار فرنگي کار برتر وزن 55 کيلوگرم نرسيد. احسان حدادي که در يک ماه گذشته چند مرتبه رکورد آسيا را مي شکند و حتي به رکورد بالاي 67 متر هم مي رسد، در استاديوم آشيانه پرنده به رکوردي بهتر از 61 متر و 34 سانتيمتر نمي رسد تا در نهايت به رده هفدهم مسابقات پرتاب ديسک برسد. حجت واعظي که پيش از اين خبر موفقيت هايش در مسابقات جهاني تير و کمان هر ماه در صدر اخبار ورزشي ايران بود و حتي به مدال طلاي مسابقات جهاني هم رسيده بود، در پکن بين 68 تيرانداز به مقام شصتم مي رسد.در جودو که با شش سهميه در المپيک به رکورد جديدي رسيده بوديم، حتي يک جودوکار را هم در نيمه نهايي نداشتيم و آرش میر اسماعیلی که در المپیک آتن به دلیل مسابقه ندادن با جودو کار اسرائیلی به مانند قهرمانان از وی تقدیر شد نیز در همان دور اول حذف شد.در مسابقات فرنگي هم هر پنج کشتي گير پيش از رسيدن به نيمه نهايي از مسابقات حذف شدند.در وزنه برداری نیز تا کنون ۲ نماینده ایران حذف شدند. در اين بين بزرگ ترين ابهام برمي گردد به اينکه آيا احتمال دارد کاروان ورزشي ايران بدون مدال طلا به ايران برگردد؟ هر چند بايد احتمال بازگشت کاروان ورزشي ايران بدون کسب مدال را هم جدي بگيريم. اگر فرض را بگذاريد روي اينکه دلاوران غيرتمند کشتي آزاد در کنار تکواندوکاران تکنيکي مي توانند ناکامي کاروان ورزشي ما را جبران کنند، شما را بايد در بين تماشاگران خوش بين ورزش دسته بندي کنيم. بايد رجوع کنيد به حرف هاي يزداني خرم در جايي که گفت «تيم فرنگي بيش از تيم آزاد شانس کسب مدال داشت» تا بفهميد از کشتي گيران آزاد هم آبي گرم نمي شود.
تنها امید کسب مدال برای ایران هادی ساعی است که او هم آنقدر سخت سهميه حضور در المپيک را گرفت که ديگر نمي توان آن چنان انتظار کسب مدال را از او داشت. اصلاً شايد چندان لازم نباشد اين بحث ها را آغاز کنيم همين که هيچ گفت وگويي از محمد علي آبادي رئیس توانمند !!!سازمان ورزش در ۱۰روز گذشته نداشتيم، همين که شايعه برکناري رئيس پنج فدراسيون معظم در ورزش ايران راه افتاده و همين که علي کفاشيان در قامت دبيرکل کميته ملي المپيک «شکست کاروان ورزشي ايران در پکن» را مي پذيرد ديگر جاي حرف ديگري نمي ماند. ايران حتي در المپيک 1948 هم بدون مدال به تهران برنگشته و اگر در ۵ روز آينده يک ورزشکار ما هم مدال به گردن نيندازد، براي اولين مرتبه در تاريخ بدون مدال المپيک را به پايان رسانديم. مديران ورزش ايران فعلاً تمام تقصيرات را به گردن ورزشکاران انداخته اند. پس از باخت سوريان بحث مشکلات روحي او راه مي افتد، پس از حذف حدادي بحث مصدوميت او به ميان مي آيد البته کسي ضعف ورزشکاران را در اين نمايش ضعيف کتمان نمي کند ولي اگر ورزشکاران اينقدر ضعيف بودند چرا پيش از آغاز المپيک ورزشکاران ديگري جاي آنها را نگرفتند. اگر مسعود هاشم زاده مصدوم بوده، چرا در کاروان ورزشي ايران جاي گرفته. اگر رودکي مشکل داشته چرا پيش از المپيک کسي از مصدوميت او خبر نداده بود. البته فعلاً براي صدور حکم بايد صبر کرد تا ببينيم اتفاقات ايران را به مدال مي رساند يا واقعيت تلخ ورزش ايران پس از مديريت سه ساله علي آبادي در ورزش نمايان مي شود؟و آیا علی آبادی با این کارنامه درخشان قصد استعفا دارد یا نه؟؟ 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 12:15  توسط heaven  | 

حسین رضا زاده قهرمان فوق سنگین وزنه برداری جهان و المپیک به طور غیر منتظره ای از شرکت در معتبر ترین مسابقات بین المللی یعنی المپیک ۲۰۰۸ پکن انصراف داد!! وی که بعد از مسابقات آسیایی دوحه به دلیل مصدومیت های پیاپی در هیچ مسابقه برون مرزی شرکت نکرده بود این ظن را در بیشتر مردم بر انگیخته بود که او از مواد نیرو زا استفاده میکند. رضا زاده در چند روز گذشته به نقل از بیشتر خبرگزاریها حتی در نمونه گیری جهت آزمایش دوپینگ در محل ستاد ضد دوپینگ کشور حاضر نشد، هرچند، چند ساعت بعد اکثر خبرگزاریها که غالبا  وابسته به دولت نیز بودند اعلام کردند که او فقط با تاخیر به محل مربوطه رسیده و نمونه گیری از او نیز انجام گرفته است!! علی ایحال حسین رضا زاده قهرمان کشور که همیشه مورد لطف مسئولین نظام نیز بوده و هست و آرزویش کسب سومین نشان طلا در مسابقات المپیک به دلیل آنچه که دردهای ناشی از تمرینات سنگین و افزایش قند خون اعلام شده است از شرکت در این رویداد مهم انصراف داد تا همگان باور کنند ستاره پر فروغ ورزش کشورشان در حال خاموشی است!! 

حال ممکن است حسین رضا زاده به دلیل مصدومیت انصراف داده باشد اما آنچه که بیش از هر چیز به ذهن مردم خطور میکند این است که اگر رضا زاده واقعا مصدوم بوده است پس چرا بیش از ۹ ماه در اردوی سنگین تیم ملی حضور داشته است؟ و شاید هم دلیل دیگری مانع شرکت او در المپیک شده است؟ این نکته وقتی بیشتر محتمل به نظر می رسد که شب گذشته  صدا و سیما و شبکه خبر در برنامه ای کاملا تبلیغاتی ودر پر بیننده ترین ساعت شبانه روز، با قطع برنامه های خود اقدام به پخش ویژه برنامه انصراف حسین رضا زاده از المپیک کرد و این طور به بیننده القا نمود که رضا زاده به طور وحشتناکی مصدوم است و بیش از هر چیزی سلامتی او برای مردم مهم است و از مردم خواست برای وی دعا کنند!!

به هر حال ما هم برای حسین رضا زاده که ورزشکاری دوست داشتنی و افتخاری برای کشورمان است آرزوی سلامتی میکنیم. و امیدواریم تمامی شایعات در مورد دوپینگی بودن او و دیگر ورزشکاران کشورمان دروغی بیش نباشد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 8:52  توسط heaven  |