تبليغاتX
بهشت گمشده
اجتماعی - سیاسی - فرهنگی

29 خرداد سالروز درگذشت دکتر علی شریعتی است به همین مناسبت هر ساله به پاس خدمات ارزندة او به این کشور آثار و اندیشه های او مورد نقد و بازخوانی مستمر قرار می گیرد. بی شک او یکی از تأثیرگذارترین اندیشمندان و متفکران در جامعه ایرانی بوده و هست که اندیشه هایش مقدمات نظری انقلاب اسلامی ایران را فراهم کرد. مجموعه آثار شریعتی که تاکنون بالغ بر 37 اثر رسیده است شامل آثار مختلفی چون، تاریخ، دین، جامعه شناسی، سیاست، عرفان، هنر و ..... است. در این میان او اهتمام ویژه ای به معرفی الگوهای خاص دینی دارد. شخصیتهایی چون ابوذر، علی(ع)، حسین(ع)، اقبال لاهوری و .... کسانی هستند که در تاریخ اندیشة او به تدریج مشاهده می شوند. از منظر او معرفی الگوهای بزرگ در واقع نشان دادن توانمندیها و بستر مساعد تمدنی است که توانسته است آنان را در خود پرورش دهد.

 

نمونه ای از جملات زیبا و عاشقانه دکتر علی شریعتی

- وقتي كبوتري شروع به معاشرت با كلاغها مي كند پرهايش سفيد مي ماند، ولي قلبش سياه ميشود. دوست داشتن كسي كه لايق دوست داشتن نيست اسراف محبت است

- دل هاي بزرگ و احساس هاي بلند، عشق هاي زيبا و پرشكوه مي آفرينند

- اما چه رنجي است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زيبايي ها را تنها ديدن و چه بدبختي آزاردهنده اي است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از كوير است

- اكنون تو با مرگ رفته اي و من اينجا تنها به اين اميد دم ميزنم كه با هر نفس گامي به تو نزديك تر ميشوم . اين زندگي من است

- وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ است.وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم

- اگر قادر نيستي خود را بالا ببري همانند سيب باش تا با افتادنت انديشه‌اي را بالا ببري

- به سه چيز تکيه نکن ، غرور، دروغ و عشق.آدم با غرور مي تازد،با دروغ مي بازد و با عشق مي ميرد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 8:46  توسط heaven  | 

افشین قطبی جنتلمن ایرانی که نسیم بهاری را در فوتبال و مناسبات اجتماعی برای ایران در بر داشت تصمیم به جدایی از فوتبال ایران گرفت. این انسان دوست داشتنی که صداقت را سرلوحه کار خود در ایران قرار داد تنها مربی فوتبالی بود که ستایش حریفان٬ رقبا و همکاران را در بر داشت٬ او یاد داد که بی دروغ هم میشود با شکست ها و ناملایمات فوتبال برخورد کرد٬ او یاد داد که میتوان باخت را بگردن گرفت ودیگران را و مافیای فوتبال رابهانه نکرد او قلب شیر را به فوتبال ما نشان داد و ثابت کرد فوتبال امروز تابع علم و دانش و اخلاق فوتبال است نه غوغا سالاری و زد و بندهای غیر اخلاقی! روزی که برای اولین بار برای تماشای فوتبال پرسپولیس به ورزشگاه آزادی رفتم و او را در حالیکه برای چندین هزار هوادارش دست تکان می داد دیدم آن چنان مجذوب رفتارش شدم که پیش خود گفتم او  یک ایرانی واقعی است.  آری او از ایران رفت و میلیونها دل را با خود برد. افشین را بعضی امپراطور نامیدند و برخی قیصر فوتبال ایران ولی در هر صورت متاسفانه فدراسیون فوتبال مانند همیشه ارزش او را ندانست. افشین به فوتبالیستهای ما امیدواری را یاد داد. او بیم و امید را معنی کرد . او گفت میشود ۶ امتیاز را کسر شده دید و باز به جام چشم دوخت و بر آن بوسه زد. افشن ثابت کرد که میشود ریا کار نبود. میشود بدون لابی با هیچ کس فوتبال را به سر منزل مقصود رساند. افشین احتمالا بدون یک رکعت نمازمسلمان بود و به خدا اعتقادی واقعی داشت و آنگونه سلوک میکرد که خدا دوست میداشت٬ افشین هدیه ای بود از جانب خدا که قدرش را ندانستیم و به زودی دست بر دست خواهیم کوبید و به انتظار جامی دیگر خواهیم نشست. او به قول خودش یک اینترنشنال بود وبه جام جهانی فکر میکرد و در اهدافش بوسه به جام جهانی را میدید.

امیدواریم که بازهم قطبی به ایران بازگردد البته این بار برای هدایت تیم ملی ایران کاری که در زمین فوتبال دنبال میشود نه در لابی های فدراسیون.

                                                  خدا حافظ  امپراطور

 

 

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 12:17  توسط heaven  | 

طبق اخبار نیمه رسمی سلمان خدادادی نمایده مجلس هشتم از شهرستان ملکان به جرمی تحت عنوان «فساد اخلاقی» بازداشت شده است.چند روز پیش(سایت اخبار روز) بدون اعلام نام از احتمال دستگیری یک نماینده به دلیل فساد اخلاقی خبر داده بود و همین امر  صحت خبر در مورد سلمان خدادای را تا حدود زیادی تایید می کند.وی که برای چهارمین بار پیاپی به مجلس راه یافته است در انتخابات اخیر و طی جنجال های فراوان توانست سمت نمایندگی خود را برای چندمین بار تداوم بخشد. در  حوزه انتخابيه ملكان ۶۳ هزار راي داده شد كه سلمان خدادادي حدود ۲۶ هزار راي و شهروز افخمي حدود ۲۲ هزار راي كسب كردند و این در حالی است که عد ه ای از طرفداران افخمی پس از اتمام انتخابات با حضور در مقابل شورای نگهبان به تقلب های صورت گرفته اعتراض کرده بودند و صحت انتخابات اين حوزه نیز هنوز به تاييد شوراي نگهبان نرسيده است.سلمان خدادای در کنار چند دوره حضور در مجلس «فرماندهی سپاه پاسداران ملکان» را نیز بر عهده داشته است و در مجلس هفتم نیز عضو کمیسیون امنیت ملی بود. وی کاندیدای اصولگرایان در مجلس هشتم بود که در اکثر نطق های خود از  انتخاب اصولگرایان در مجلس هشتم حماسه و دشمن شکن  یاد می کرد. (اینجا)

    

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 8:13  توسط heaven  | 

 

خاتمی یک فرد نیست بلکه نماد یک تفکر است، نماد آزادی در اندیشه، منطق در گفتار و صداقت در عمل 

       

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 8:54  توسط heaven  | 

۲۹ اردیبهشت‌ماه 1387 مصادف بود با یكصد و بیست و ششمین سالروز تولد شادروان دكتر محمد مصدق؛ مبارز بزرگی كه سالیان دراز از عمر خود را در راه آزادی، عدالت، دموكراسی و استقلال كشور سپری نمود و با پیكار علیه استبداد و استعمار به بیداری ملل آسیایی و آفریقایی از خواب گران پرداخت و با پشتیبانی ملت ایران و نیروها و شخصیت‌های ملی و آزادیخواه موفق به ملی كردن صنعت نفت و خلع‌ید از عوامل بیگانه شد. اما متاسفانه این روز هم مانند سالهای گذشته در مهجوریت کامل تمام شد.و خیلی ها فراموش کردند که اگر مصدق و مصدق ها نبودند چه بر سر ایران و ایرانی می آمد! نکته جالب اینکه برای خواندن مطالب بیشتر در مورد دکتر محمد مصدق در موتور جستجوی گوگل نام وی را جستجو کردم اما بیشتر سایت هایی که در نتیجه جستجوی نام دکتر پیدا شده بود از تیغ فیلترینگ جان سالم به در نبرده بودند. به هر حال

            هرگز نمیرد آنكه دلش زنده شد به عشق                ثبت است بر جریده عالم دوام ما

 

                                             

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 8:15  توسط heaven  | 

۲۵ اردیبهشت روز بزرگداشت فردوسی  شاعر بلند آوازه ایران زمین است شاعری که به لحاظ سبک شعری فعلا از سرقت نام ‌٬ ملیت و هویت او توسط بیگانگان در امان مانده است!! به همین واسطه گزیده ای از زندگی او را جهت آشنایی بیشتر خوانندگان با این شاعر پارسی گو در ذیل آورده ام.

فردوسي در طبران طوس به سال 329 هجري بدنيا آمد. پدرش از دهقانان طوس بود و در آن ولايت مکنتي داشت. از احوال او در عهد کودکي و جواني اطلاع درستي نداريم؛ اينقدر معلوم است که در جواني از برکت درآمد املاک پدر بکسي محتاج نبوده است؛ اما اندک اندک آن اموال را از دست داده و به تهيدستي افتاده است. همانطور كه گفته شد وي دوران کودکي و جواني را در خانواده اي که همه دهقان و ايراني پاک نژاد بودند؛ در فضايي سرسبز و آرام به تحصيل علم و ادب گذراند. علاقه او به داستان هاي كهن باعث مي شد تا گهگاه طبع خود را در سرودن تاريخ ايران قديم آزمايش كند اما در آن زمان هيچ کس باور نمي کرد که اين سروده هاي پراکنده ادامه يابد و به يک اثر عظيم حماسي به نام «شاهنامه» تبديل شود.بزرگ ترين لذت بزرگان علم و ادب زماني است که بتوانند نتيجه تلاشهاي علمي و ادبي خود را ببيند و آثاري گران سنگ و ارزشمند از خود به يادگار گذارند. همچنين بزرگ ترين نگراني آنان هنگامي است که موانع و مشکلاتي خواسته يا ناخواسته در اين راه پيش آيد و نتوانند کار بزرگي را که آغاز کرده اند به پايان برند. فردوسي نيز چنين بود. او هميشه اين نگراني و دغدعه خاطر را داشت که مبادا او هم همانند دقيقي که چهل سالگي از دنيا رفت با مرگي نا به هنگام روبه رو شود و نتواند کار بزرگي را که با عشق و علاقه آغاز کرده به فرجام رساند؛ از اين رو از خداوند مي خواست که آن قدر زنده بماند که بتواند شاهنامه را که خود آن را «نامه شهر ياران پيش» ناميده بود به نظم درآورد.

 

          همي خواهم از دادگر يک خداي                                       که چندان بمانم به گيتي به جاي

          که اين نامه شهر ياران پيش                                             بپيوندم از خوب گفتار خويش
 

دعاي او متسجاب شد و در سن 71 سالگي، شاهنامه را به پايان رساند و در سن 82 سالگي نيز جهان فاني را وداع گفت.

 

                                            

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387ساعت 11:21  توسط heaven  | 

نوروز، جشن ايرانيان از روزگاران كهن پر شكوه ترين جشن بهاری در جهان بوده است. نوروز بهارانه ای  است كه روايت های تاريخ درباره پيدايش آن بسيار گوناگون است  نوروز جشن شروع  فروردين يا  « فرودگان »  است كه ياد آور  اجداد و نياكان ما بود و چنان مي پنداشتند كه در پنج شب  ، ارواح پاك مردگان ، برای ديدار وضع  زندگي و  احوال  بازماندگان  به  زمين فرود  مي آيند و در خانه و آشيانه خويش  سرگرم تماشا وسركشي  مي شوند . اگرخانه روشن و پاكيزه و  ساكنان آن  راحت وشاد باشند ، ارواح مسرور و سر افراز برمي گردند. اما درغير اينصورت ، آنان غمگين وناراحت به منزلگاه خويش باز مي گردند وتا سال آينده به انتظار مي نشينند .
درباره  پيدايش  نوروز در روايتي ديگر  چنين آمده است كه نيشكر را جمشيد در اين روز يافت و مردم از كشف خاصيت  آن متحير شدند  . پس  جمشيد  دستور داد تا از  ( شهد آن ) شكر ساختند و به مردم هديه دادند . از اين رو ، آن را نوروز ناميدند . 
 همچنين روايت شده كه اهريمن ، بلای خشكسالي و قحطي را بر زمين فرو نشانيد . اما جمشيد به جنگ با اهريمن پرداخت و عاقبت او را شكست داد . آنگاه خشكسالي،  قحطي ونكبت را بر روي زمين از ريشه بخشكانيد و به زمين بازگشت با بازگشت ويدرختان و هر نهال و چوب خشكي سبز شدند . پس مرد م اين روز را « نوروز » خواندند و هر كس به يمن و مباركي در تشتي جو كاشت و اين رسم سبزه  نشانيدن در ايام نوروز از آن زمان به امروز باقي مانده است . در خيام نامه آمده است :
چون از اميري جمشيد 421 سال گذشت ، جهان  از او يكسره  راست  همي آمد .ايران و ايرانيان هم مطيع و مريد او شدند تا بفرمود گرمابه های بسيار ساختند و سيم  و زر  از معادن بر آوردند  و ديبای  ابريشمي  بافتند كه آن  روز ،  روز  اول « حمل » بود . پس جشني  بر پا ساخته و  نوروزش  نام  نهاد   تا  هر  سال  چو فروردين  آيد ، آن روز را جشن گيرند . در ميان اقوام آريايي كه وارد ايران شدند ، جشن سال نو در اصل به دو شكل زير بوده است : 
 آرياييها در روزگاران باستاني دارای دو فصل گرما و سرما بودند . فصل سرما شامل دو ماه و فصل گرما شامل ده ماه مي شد .  ولي پس از مدتي ،  تابستان داراي هفت ماه و زمستان داراي پنج ماه شد . در هر يك از اين دو فصل جشني برگزار مي كردند كه هر دو اين جشنها را آغاز سال نو تلقي مي كردند . در جشن  اول كه به هنگام  آغاز فصل گرما  يعني به هنگامي كه گله ها را  از آغل به چمنهاي سبز و خرم مي كشانيدند و از ديدن چهره گرمابخش خورشيد شاد مي شدند. جشن دوم با شروع سرما آغاز مي شد . در اين ايام گله را به آغل باز مي گرداندند و با توشه هاي اندوخته از آنها نگهداري مي كردند . بر اساس شواهد و قرا ئن ، جشن نوروز حتي به هنگام تدوين بخش كهن اوستا نيز در آغاز بهار بر پا مي شده و شايد به نحوی كه اكنون بر ما معلوم نيست آن را در برج مزبور ثابت نگاه مي داشتند .
عيد نوروز شش روز متوالي دوام  داشت و در اين روزها ،  سلاطين بار عام مي دادند و نجبای  بزرگ و  اعضای خاندان  خود را به  ترتيب  مي پذيرفتند و به حاضران  عيدی مي دادند . در روز اول سال مردم زود از خواب برمي خواستند ،  به كنار نهرها و قناتها و خود را مي شستند و به يكديگر آب مي پاشيدند و شيريني تعارف مي كردند . صبح قبل از آنكه كلامي  گويند ، شكر يا عسل مي خورند و برای حفظ بدن از نا خوشي ها و بدبختي ها روغن به تن مي ماليدند.
اما  نوروز ،  پس از مرگ جمشيد  نيز به حيات خود  ادامه  داد .  در معنا  ، نوروز ، از   هجمه ها و حمله هاي يونانيان ، اعراب ، تركها ومغول ها جان به در برد . و نوروز ثابت كرد كه مهم ترين  جشن  فرهنگي  ميليون ها  ايراني است كه در درون ايران  زندگي مي كنند

"عید نوروز بر وارثان حقیقی کوروش کبیر مبارک باد "

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 8:46  توسط heaven  | 

يکی از آئينهای سالانه ايرانيان چهارشنبه سوری يا به عبارتی ديگر چارشنبه سوری است. ايرانيان آخرين سه شنبه سال خورشيدی را با بر افروختن آتش و پريدن از روی آن به استقبال نوروز می روند.

 

چهارشنبه سوري، يک جشن بهاري است که پيش از رسيدن نوروز برگزار مي شود.

مردم در اين روز برای دفع شر و بلا و برآورده شدن آرزوهايشان مراسمی را برگزار می کنند که ريشه اش به قرن ها پيش باز می گردد.

 

 مراسم ويژه آن در شب چهارشنبه صورت می گيرد برای مراسم در گوشه و کنار کوی و برزن نيز بچه ها آتش های بزرگ می افروزند و از روی آن می پرند و ترانه (سرخی تو از من ، زردي من از تو ) می خوانند.

 

 

ظاهرا مراسم چهارشنبه سوری برگرفته از آئينهای کهن ايرانيان است که همچنان در ميان آنها و با اشکال ديگر در ميان باقی بازماندگان اقوام آريائی رواج دارد.

اما دکتر کورش نيکنام موبد زرتشتی و پژوهشگر در آداب و سنن ايران باستان، عقيده دارد که چهارشنبه سوری هيچ ارتباطی با ايران باستان و زرتشتيان ندارد و شکل گيری اين مراسم را پس از حمله اعراب به ايران می داند.

 

 

در ايران باستان هفت روز هفته نداشتيم.در ايران كهن هر يك از سي روز ماه، نامي ويژه دارد، كه نام فرشتگان است. شنبه و يکشنبه و... بعد از تسلط اعراب به فرهنگ ايران وارد شد. بنابراين اينکه ما شب چهارشنبه ای را جشن بگيريم( چون چهارشنبه در فرهنگ عرب روز نحس هفته بوده ) خودش گويای اين هست که چهارشنبه سوری بعد از اسلام در ايران مرسوم شد."

 

"برای ما سال ۳۶۰ روز بوده با ۵ روز اضافه ( يا هر چهار سال ۶ روز اضافه ). ما در اين پنج روز آتش روشن می کرديم تا روح نياکانمان را به خانه هايمان دعوت کنيم."

 

"بنابراين، اين آتش چهارشنبه سوری بازمانده آن آتش افروزی ۵ روز آخر سال در ايران باستان است و زرتشتيان به احتمال زياد برای اينکه اين سنت از بين نرود، نحسی چهارشنبه را بهانه کردند و اين جشن را با اعتقاد اعراب منطبق کردند و شد چهارشنبه سوری."

بخش كردن ماه به چهار هفته در ايران ،پس از ظهور اسلام است و شنبه و يك شنبه و دوشنبه و ........ناميدن روز هاي هفته از زمان رواج آن .شنبه واژه اي سامي و درآمده به زبان فارسي و در اصل "شنبد" بوده است.

 


"
سور "در زبان و ادبيات فارسي و برخي گويش هاي ايراني به معناي "جشن"،"مهماني"و "سرخ" آمده است.  

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386ساعت 13:26  توسط heaven  | 

در فرهنگ مسيحي روز والنتين نماد عشق است و تقريبا همه آنان كه ميانشان رشته هاي الفت و دوستي برقرار است براي هم هديه مي خرند. جالب اينجاست كه بر اكثر اين هدايا كه امروزه در شكل ها و قيمت هاي متفاوت عرضه مي شوند رنگ سرخ حكومت مي كند و اين هداياي سرخ رنگ كه در همه مغازه هاي شهر يافت مي شوند مردمي را كه بي خيال و بي حوصله مي گذرند به ياد روزهاي عاشقي مي اندازند. با اين كه تعداد زيادي از جوانان ايراني در اين روز براي هم هديه مي فرستند اما كمتر مي توان ميانشان كساني را يافت كه از فلسفه وجودي چنين رسمي مطلع باشند. در مورد والنتين روايت هاي زياد و متفاوتي هست كه به دو نمونه از انها اشاره مي كنيم:
اين روز از دوره امپراطوري يونانيان به شهرت رسيد. در يونان باستان روز 14 فوريه به روز جونز معروف بود. جونز پادشاه همه بت ها و الهه ها بود. او همچنين به خداي همه الهه ها و زنان و ازدواج ها معروف بود. در روز 15 فوريه نيز جشن lupercalia برگزار مي شد، در اين روز دختران جوان نام خود را روي كاغذ نوشته در بطري هايي مي گذاشتند و به آب مي انداختند، در طرف ديگر رودخانه پسران جوان در انتظار مي ايستادند، هر يك بطري اي را از آب مي گرفت و تا شب 15 فوريه را با دختري كه اسم او را از آب گرفته بود در جشن شركت مي كرد؛ گاهي هم اين آشنايي ها به ازدواج مي انجاميد.
يونان در دوران امپراطوري كلادسيوس روم سراسر آشوب و خون ريزي بود و او هميشه در پيدا كردن سرباز براي ارتش خود مشكل داشت و اين كمبود سرباز را ناشي از سستي مردها در ترك عشق خود مي دانست، پس همه نامزدي ها و ازدواج ها را لغو اعلام كرد. در اين ميان والنتين مقدس، كشيش مهرباني كه در روم زندگي مي كرد به همراه ماريوس مقدس عزم خود را جزم كردند تا زوج هاي جوان را به طور سري به عقد هم درآورند. اما پس از با خبر شدن پادشاه از اين قضيه براي سر والنتين مقدس جايزه تعيين شد. تا اين كه سرانجام او در روز 14 فوريه سال 269 ميلادي به قتل رسيد.
نظرات متفاوتي درباره تاريخچه والنتين وجود دارد. بعضي عقيد دارند كه اين روز به والنتين مقدس، مربوط مي شود. بر طبق افسانه ها والنتين مقدس يك متن خداحافظي هم براي دختر زندان بان كه تنها دوست او بود نوشته و آن را اين طور به پايان رسانده است: «از طرف والنتين تو»
بر طبق افسانه اي ديگر، والنتين يك كشيش بوده كه در طول امپراطوري كلاديوس در معبد زندگي مي كرده است ... .
پاپ جلاسيوس 14 فوريه را به افتخار او روز والنتين ناميد. از سال ها قبل روز 14 فوريه كساني كه يكديگر را دوست داشته اند براي هم هدايايي ساده اي چون گل مي فرستادند. امروزه در آمريكا خانم «استرهولند» به خاطر فرستادن اولين كارت هاي ولنتاين به شهرت رسيده است.

داستان ولنتاين مقدس:
والنتين در قرن اول ميلادي (بنا به رواياتي قرن سوم) در روم زندگي مي كرد. در آن زمان روم تحت سلطه كلادسيوس بود. او يك پادشاه جنجگو بود كه دوست داشت سربازان براي حضور سپاهش داوطلب شوند ولي مردها نمي خواستند بجنگند، همانطور كه گفته شد والنتين كه در آن زمان يك كشيش بود با او به مبارزه برخاست و وقتي زنداني شد، بسياري از كساني كه او آنها را به عقد هم در آورده بود به ديدنش رفتند. آنها گل و نامه هاي محبت آميز خود را از دريچه هاي ديوار به زندان پرتاب مي كردند.
يكي از ملاقات كنندگان او دختر زندان بان بود، روزها به ديدارش مي آمد و چند ساعتي با هم صحبت مي كردند روزي كه قرار بود والنتين كشته شود نامه اي براي تشكر از دوستي و وفاداري اش براي او نوشت كه با جمله «Love from your valentine» خاتمه مي يافت.
در نقاط مختلف دنيا در اين روز مراسم مختلفي برگزار مي شود كه از جمله آنها مي توان به موارد زير اشاره كرد:
_ در انگلستان كودكان به شيوه بزرگسالان لباس مي پوشيدند و مي خواندند: صبحت بخير، والنتين
قفل هايت را مثل قفل هاي من باز كن
دو تا و سومي بعد از آن
صبحت بخير والنتين
_ در ويلز در روز 14 فوريه مردم به هم قاشق هاي چوبي هديه مي كنند كه روي آنها را با قلب و كليد تزيين كرده اند اين اشياي تزئيني به اين معناست كه «عشق من، تو قفل قلب مرا باز كردي»
در قرون گذشته در اين روز مردي كه دختري را دوست داشته برايش لباس هديه مي فرستاده اگر دختر هديه را مي پذيرفته به معناي پذيرفتن خواستگاري او بوده است.
_ بعضي مردم عقيده دارند اگر در روز والنتين يك سينه سرخ بالاي سر دختري پرواز كند به معني اين است كه او با يك دريانورد ازدواج خواهد كرد. اگر يك گنجشك ببيند يعني شوهرش فقير ولي بسيار خوش اخلاق است و اگر يك سهره ببيند به معناي ازدواج با يك مرد ميليونر خواهد بود.
افسانه ديگري مي گويد اگر يك دختر يك سيب را از دم گرفته بچرخاند و در همين حال نام 5 پسر مورد علاقه اش را به زبان بياورد با پسري ازدواج خواهد كرد كه در زمان ايستادن سيب نامش در زبان او بوده است و اگر همين سيب را از وسط به دو نيم كند تعداد تخمه هاي سيب تعداد فرزندان او خواهد بود.
و روايتي ديگر چنين مي گويد:
روز «تجليل از عشق» يا Valentine's Day در بسياری از کشورهای عمدتا مسيحی جهان جشن گرفته می شود. نام اين روز از اسم والنتين قديس گرفته شده است. او کشيشی بود که در سده سوم ميلادی می زيست، زمانی که گرويدن به دين مسيحيت در رم باستان غير قانونی بود. سن والنتين چند صد مسيحی را از شهر رم فراری می دهد تا مجازات نشوند و به دست سربازان رومی نيفتند. اما سربازان آنها را دستگير می کنند و سن والنتين را شکنجه می دهند و گفته می شود که در روز چهاردهم فوريه سال 269 ميلادی در اطراف شهر رم سرش را می برند. بعدها کليسايی به نام او بنا می شود و سن والنتين را قديس می خوانند. همزمانی مرگ او با جشن زوج يابی در رم باستان که به لاپرکاليا معروف بود باعث می شود که از آن پس روز چهاردهم فوريه را روز تجليل از عشق بخوانند

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 5:59  توسط heaven  | 

امروز یعنی ۱۶ بهمن اولین سالگرد تولد وبلاگم می باشد. یک سال پیش در چنین روزی و تقریبا در همین ساعت بهشت گمشده من به دنیا آمد تا شاید بتواند مدینه فاضله٬ آرمان شهر و یا جامعه مدنی که سالها پیش خاتمی عزیز به دنبال آن بود را پیدا کند. اما افسوس که تا کنون نتوانستیم آنرا بیابیم!!

آیا سال آینده میتوان!!؟؟

تولدت مبارک بهشت گمشده من

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 12:4  توسط heaven  |